كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

789

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

نظر بر اين فوايد است من نيز خواهان سعادت دنيا و آخرتم و مسكينان لشكر الاغ ندارند و پياده مىروند . براى راحت زيردستان زحمت بر تن خود مىتوان نهاد . مصرع غم زيردستان بخور زينهار و فرمان همايون نفاذ يافت كه امير جهانشاه با جمعى امراى نصرت‌پناه عازم كوه سوالك گشتند و حضرت صاحب‌قران دهم ماه « 1 » به عزم تاخت كوه سوالك سوار شد و در درهء آن كوه ، رايى بود بهروز نام ، به حصانت كوه و كثرت گروه و لشكر كفار و حشر بىشمار مغرور شده . لشكر برانغار ، اميرزاده پير محمد و امير سليمانشاه و ديگر دلاوران و سپاه جوانغار اميرزاده سلطان حسين و امير جهانشاه و جمعى بهادران و در هراول « 2 » قول امير شيخ نور الدين و امير شاهملك و ساير امرا ، روى به غزو كفّار آوردند و آن حضرت در دهانهء دره توقّف نمود و فرّ طلعت همايونش دلاوران را قوّت دل مىافزود و نيران قتال اشتعال يافت و آتش بلا بالا كشيد . هماى سعادت بال اقبال گشاده و سايهء دولت و ظفر بر مفارق اهل اسلام فتاده آفتاب بهروزى از افق فيروزى طالع شد و ماه اوج جلال از آسمان فتح و نصرت استقبال نمود و دشمنان انهزام يافته و دوستان غنيمت فراوان گرفتند و فرمان همايون صادر شد كه از مردم قوىحال بعضى غنايم ستده بر مردم ضعيف بخش كردند « 3 » و از ميامن اين بنده‌پرورى آحاد مردم لشكرى بهره‌مند گشتند . و حضرت صاحب‌قران آن شب در وثاق اميرزاده پير محمد نزول فرمود . از فروغ موكب همايون آن منزل غيرت افزاى طارم گردون شد و روز ديگر . مصرع چو خورشيد بنمود رخشنده روى آن حضرت به اردوى اعلى آمده و رايات ظفر آيات جنبش نموده به موضع

--> ( 1 ) . ظف : روز شنبه دهم ماه جمادى الأول [ سنهء 801 ] ( ج 2 ص 114 ) . ( 2 ) . هراول به معناى منغلاى ، پيشاهنگ ، طليعهء لشكر ، قسمت مقدم سپاه . ( 3 ) . ظف : از مردم قوى حال كه هريك سيصد و چهارصد گاو گرفته بودند بعضى بازستده بر مردم ضعيف بخش كنند . » ( ج 2 ص 115 ) .